#فلسفه_زیارت_اربعین_قسمت_اول

#فلسفه_زیارت_اربعین_قسمت_اول
در باطن امر یک مأموریّت مشترک برای آنها تنظیم شده است. تا زمانی که صحنه کاملاً آغاز نشده، زینب در همان حسّ اصلی خودش هست.🍃


بنا به نقل امام سجّاد ، امام حسین ظاهراً شب عاشورا نشسته بودند و شمشیرشان را درست می‌کردند. شعری هم می‌خوانند.👇


حضرت فرمودند 👈 من در خیمه‌ی خودم بودم، زینب پیش من بودند. که آن شعر را شنید. امام حسین می‌خواند 👇

 مضمونش خداحافظی و فراق است. امام سجّاد می‌فرمایند که من دیدم عمّه از جا بلند شد، بی‌قرار شد و خودش را به سیّدالشّهدا رساند. مثل این که من را فراموش کرد. جلوی امام حسین نشست و گفت 👇

صحبت رفتن می‌کنی ❓ آن جا چه گذشته بماند. این قدر هست که امام حسین در شخصیّت زینب تصرّف ولایی کرد و فرمودند 👈 آرام باش ❗ ️کار تو تازه می‌خواهد شروع بشود. تازه اوّل ماجرا است. با اشاره ‌امام حسین به صدر حضرت، اَمان در حضرت مستقر شد. 🍃

منبع 👈 ابومخنف کوفی ، وقعه الطف، صفحه ۲۰۰
#بخون #علی_علی #اربعین
دیدگاه ها (۳)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

بشارت از درگیری ایران و اسرائیل قبل از ظهور

#فلسفه_زیارت_اربعین_قسمت_اولمطلب جالبی هم در یک روایت دیگر ا...

#عرفهچون وقتی دور خانه خدا طواف می‌کنی، در دور چهارم و پنجم ...

#فلسفه_زیارت_اربعین_قسمت_دومفلسفه باطنی قیام سیدالشهدا 👇 👇 👇...

#مهمان_خدا_شدن_چه_لذتی_دارد۳ ـ اگر تا به حال مهمون نبوده و ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط