{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازآ

بازآ

ک جز تو جهان من حقیقتی ندارد

تو میروی ک ابر غم ببارد

به سمت ماندنت راهی نمی شوی چرا ؟

گاهی ستاره هدیه کن به مشت پوچ شب ها....

شمرده تر بگو

با من

حروف رفتنت

تا من بگیرم از دلت همه بهانه ها را

آشووووووبم

آرامشم تویی :-(

*(وای ک هر چقد این اهنگو گوش میدم خسته نمیشم )*
دیدگاه ها (۱۸)

تنها تویی، تو که میتپی به نبض این رهاییتو فارغ از وفور سایه ...

تنهآ تویی بی تو که میتپی به نبض این رهاییتو فارغ از وفور سای...

تنها تویی تو که میتپی به نبض این رهاییتو فارغ از وفور سایه ه...

تنها تویی تو که میتپی به نبض این رهاییتو فارغ از وفور سایه ه...

تنها تویی تو که میتپی به نبض این رهاییتو فارغ از وفور سایه ه...

تنها تویی تو که میتپی به نبض این رهاییتو فارغ از وفور سایه ه...

•به سمت ماندنت ... •راهی ...•نمیشوی چرا ...؟ •گاهی ...•ست...

تنها تویی تو که میتپی به نبض این رهاییتو فارق از وفور سایه ه...

تنها، تویی تو که می تپی به نبض این رهاییتو فارق از وفور سایه...

بگذار بگوینم که از سراب ِ.این آب بریدممن از عطشترانه آفریدمب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط