تمام دلتنگیهایم را براش نوشته ام

تمام دلتنگیهایم را براش نوشته ام
خط به خط...
روز به روز...
ساعت به ساعت....
اما میترسم
میترسم از اینکه بخواند و با پوزخندی از کنارش رد شود
میترسم از اینکه بخواند و با یک «مرسی» گفتن تمام تصویراتم را خراب کند
میترسم از اینکه یک نفر قبل از من، تمام اینها را براش گفته باشد
شجاعتم در همین حد است
«براش نوشتم» من جراتِ ارسالش را ندارم

#علی قاضی نظام
دیدگاه ها (۲)

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 19چند هفته گذشت و رینا هنوز با جین زندگی می‌ک...

پارت ۴ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو لوید 《عا خسته شدم چقدر معمور...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

چند پارتی

💢 حزب‌الله: تجاوزات صهیونیست‌ها با سکوت بین‌المللی و انفعال ...

چند پارتی نامجون

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 2 | اولین روز دانشگاهصبح سئول با صدای زنگ گوشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط