ای که رفتی و نرفتی نفسی از یادم

ای که رفتی و نرفتی نفسی از یادم
خاک پای تو چو گشتم چه دهی بر بادم؟
چند پرسی تو که: از عشق منت حاصل چیست؟
حاصل آنست که از تخت به خاک افتادم



.
دیدگاه ها (۳)

ای دل غم جهان مخور، این نیز بگذرددنیا چو هست بر گذر، این نیز...

عشق.فقط.خودت

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

عاشقانه های شبنم

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

به نامِ ایران، به نامِ خاکِ زرینبه نامِ تاریخِ پرشکوهِ دیرین...

گرت روزی به کام خویشتن بینم، چه خواهد شدوگر از گلشن وصلت گلی...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط