{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طرف صبح بیدار میشه بره سرکار سایه های میله های حیاط افتاد

طرف صبح بیدار میشه بره سرکار سایه های میله های حیاط افتاده بود رو بدن سگ فکر میکنه ببره! نوشته داشتم سکته میکردم😄
دیدگاه ها (۲)

رمان بهترین من☆اهمم تصمیم گرفتم رمان بنویسم خیلی درخواست داش...

یه چیز میریزن تو ابهامون یا

سناریو باجی

نوشته بود:((۳۰ ثانیه آسمونو ببینید✨️ داشتم پیاده روی میکردم...

یه بزرگی به اتفاق یه نفر از دوستان یا وابستگان یا شاگردان شو...

رمان آخرین دیدار،پارت۱⭒،اومم بعد قرن ها میخوام رمان بزارمنکت...

توکیو ریونجرز (پارت3)اون سه تا باهم بازی میکنن و حرف میزنن و...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۱اصلا فکرشم نمیکردم که ک...

*چشمام رو باز کردم و دیدم که توی یه انباری چِر‌ک و کثیفم که ...

دردسر های سه روزه ( پارت ۷ ) سونیک همش مراقب شدو بود و ازش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط