سناریو باجی

موضوع: شروع مدارس
به مناسبت یک مهر😔
سم خونتون نیوفته😁

شروع

نویسنده: ا/ت صبح با صدای زنگش سعی میکنه از خواب نازنینش که داخل خوابش با باجی ازدواج میکنه بیدار بشه

صدای زنگ: دن درن دن دن بیدار شووووووووو

ا/ت: وای خدا دوباره شروع شد داشتم با باجی ازدواج میکرد لعنت بهش

نویسنده: بزور و بدبختی از تخت بلند میشه سعی میکنه بره دستشویی که صورتشو بشوره ولی موفق نمیشه
پس میره صبحونه بخوره
بعد از تموم کردن صبحونشن
رفت تا فرم مدرسه رو بپوشه و راهی شد

ا/ت: میرم مدرسه هی جیبام پر از فندق و پسته

نویسنده: بعد به مدرسه میرسه بعد از تقسیم بندی کلاسا میفهمه با باجی داخل یه کلاس نیست یکم ناراحت میشه ولی خوب

حدود ۴ ساعت بعد زنگ ناهار به صدا درمیاد
ا/ت داخل کلاس میمونه چون حوصله شلوغی سلف رو نداره
تنهای تنها
سعی میکنه چشماشو ببنده که

فعلا تا همینجا
چطور بود پارت بعدو بزارم؟
دیدگاه ها (۱۱)

سناریو خط قرمز پارت ۳

سناریو مایکی پارت ۴

سناریو مایکی پارت ۱

تک پارتی کاراسو

سناریو بونتن پارت اخر

سناریو میتسویا پارت ۲

سناریو هانما پارت۱

سناریو ساکورا تک پارتی

پارت چهارم ۱۴ سال بعد راوی: الان چهارده سال از زمانی که جونگ...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط