شب سردیست ومن افسرده. راه دوریستو پایی خسته. تیرگی هست و
شب سردیست ومن افسرده. راه دوریستو پایی خسته. تیرگی هست و چراغی مرده. میکنم تنهاازجاده عبور. دورماندندزمن ادمها
سایه ای از سر دیوار گذشت. غمی افزود مرا برغمها. فکر تاریکی واین ویرانی. بی خبر امدتا بادل من. قصه ها ساز کند پنهانی. نیست رنگی که بگوید بامن. اندکی صبرسحرنزدیک است
هردم این بانگ برارم از دل. وای این شب چقد تاریک است. خنده ای کوکه به دل انگیزم
قطره ای کو که به دریا ریزم
صخره ای کو که بدان اویزم
مثل این است که شب غمناک است. دیگران راهم غم است بردل. غم من غمی غمناک است
هردم این بانگ برارم از دل
وای این شب چقد تاریک است
اندکی صبر سحر نزدیک است
اندکی صبر سحر نزدیک است
اندکی صبر سحر نزدیک است
اندکی صبر سحر نزدیک است
.
.
سایه ای از سر دیوار گذشت. غمی افزود مرا برغمها. فکر تاریکی واین ویرانی. بی خبر امدتا بادل من. قصه ها ساز کند پنهانی. نیست رنگی که بگوید بامن. اندکی صبرسحرنزدیک است
هردم این بانگ برارم از دل. وای این شب چقد تاریک است. خنده ای کوکه به دل انگیزم
قطره ای کو که به دریا ریزم
صخره ای کو که بدان اویزم
مثل این است که شب غمناک است. دیگران راهم غم است بردل. غم من غمی غمناک است
هردم این بانگ برارم از دل
وای این شب چقد تاریک است
اندکی صبر سحر نزدیک است
اندکی صبر سحر نزدیک است
اندکی صبر سحر نزدیک است
اندکی صبر سحر نزدیک است
.
.
- ۲.۳k
- ۰۴ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط