تا نهان سازم از تو بار دگر

تا نهان سازم از تو بار دگر
راز این خاطر پریشان را
میکشم بر نگاه ناز آلود
نرم و سنگین حجاب مژگان را
دل گرفتار خواهشی جانسوز
از خدا راه چاره می جویم
پارساوار در برابر تو
سخن از زهد و توبه می گویم
آه ، هرگز گمان مبر که دلم
با زبانم رفیق و همراهست
هر چه گفتم دروغ بود ، دروغ
کی ترا گفتم آنچه دلخواهست
تو برایم ترانه میخوانی
سخنت جذبه ای نهان دارد
گوئیا خوابم و ترانه تو
از جهانی دگر نشان دارد
شاید این را شنیده ای که زنان
در دل ”آری و نه“ به لب دارند
ضعف خود را عیان نمیسازند
راز دار و خموش و مکارند
آه، من هم زنم زنی که دلش
در هوای تو می زند پر و بال
دوستت دارم ای خیال لطیف
دوستت دارم ای امید محال

فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۲۸)

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۸ : «پدری که برگشت...»نیمه‌شب بود.جونگوک...

تا نهان سازم از تو بار دگر راز این خاطر پریشان را می کشم بر ...

فقط برای تــــو ♡Ⓜ ♡↓↓↓↓↓↓↓تا نهان سازم از تو بار دگر راز ای...

دل گرفتار خواهشی جانسوزاز خدا راه چاره می جویمپارسا وار در ب...

تا نـهان سازم از تو بار دگر راز این خـاطر پریشـان را می‌ڪشـم...

تا نهان سازم از تو بار دگرراز این خاطر پریشان رامی کشم بر نگ...

تــــو برایــــم ترانه می‌خوانی سُخنَ‌ت جــــذبه‌ای نهــــان...

حتما این را شنیده اى که زنان در دل آرى و نه به لب دارند ضعف ...

حتما این را شنیده اى که زنان در دل آرى و نه به لب دارند ضعف ...

آیا شنیده اید که زنان در دل آری و نه به لب دارند ضعف خود را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط