{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به بزم ما ای که چنین جلوه کنان آمده یی صفا کردی

به بزم ما ای که چنین جلوه کنان آمده یی صفا کردی
چه شد پس از بی خبری از من و دل لاله خورشید، ز ما کردی
خوش آمدی که آمدی چه خوش خرامی
جلوه گر چون پرتو سپیده دم به تیر شامی
این تویی یا بخت من یا صبح روشن
آفرین صد آفرین چه نازنین چه خوش کلامی

همچون شاخه نسترن
سایه بر سرم فکن
به خدا که غم ندارم غم گسارم تا تویی تو
غم بیش و کم ندارم در کنارم تا تویی تو
به روی چشمم قدم نهادی
خوش آمدی خوش آمدی
شکفته همچون تو گل مرادی
خوش آمدی خوش آمدی
مرو دگر از کنار من
مبر ز کف اختیار من
دیدگاه ها (۱)

از راه بیا امشب بیا به دیدارم در انتظار تو همیشه بیدارم هنوز...

رختخواب مرا مستانه بندازطبیب دردمتو پیچ پیچ ره میخانه بندازط...

یادش بخیر روزایی که گل یاست بودم یادش بخیر قدیما هوش و حواست...

حروف نام تـو ....شعله ور می شود ....در جانم ....حریر نگاهت ر...

#پست_آخر۹۸ بیا که بار دگر گل به بار می‌آیدبیار باده که بوی ب...

چون خواب ناز بود که باز از سرم گذشتنامهربان من که به ناز از ...

مکن از برم جدایی،مرو از کنارم امشبکه نمی شکیبد از تو دل بی ق...

قم را شرف مدینه دادی /روزی که به قم قدم نهادی بانو!

کانال میم‌تیم در تلگرام: @mimteam_channel @mimteam_channel @...

.مرا به اوج برده ای، کنار خود نشانده ایکنار هر دریچه ای دو ص...

غلامعلی آسترکی

هلا ای بزرگ خردمند راد/ درودم زجان بر روان تو باد خردمند دا...

سارا بهادری شاعر ایرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط