{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگه بهت قول میدم همه چیز همونی باشه که تو میخوای!یه زندگی عالی!درست شبیهِ رویاهات!

نگاهش میکنم میگم:
درد من رفتنه!

میدونی!بزرگترین مشکل من ،رفتنِ ادماس!
من ترس ازدست دادن دارم!
اگر یه روزی بری
اگر یه روزی صدات کنم و دیگه جواب ندی یا جوابت یه "بله"ی تلخ باشه
یا اگه....اگه دیگه دلت برام تنگ نشه
اون موقع باید چیکار کنم؟!

اون موقعس که تنها راهِ درست از دیدِ تو رفتنته و از دیدِ من موندن کنارهم به هرقیمتی!
میفهمی به هرقیمتی!
رفتن توی دنیای من هیچ جایی نداره!
حتی به قیمت نابودی خودم!
اما یه بار میام و برای همیشه میمونم
ولی ادمایی مثل تو برای موندن یه "تا"دارن
میمونن تا....
"تا"ی موندنِ تو چیه!
میگی میمونی تا اخرش!

ولی اخر از دید تو چیزی شبیهِ اولین بحثه!اولین دلخوری!اولین خواسته ی غیر منطقی از ذهن خودت!
ولی اخر از ذهن من روزیه که دیگه نفسام بالا پایین نمیشن!

میبینی!
"تا"ی موندنِ تو خیلی کوتاهتر از "تا"ی موندن منه!
برای همینه که میگم حالو هوای خوبِ این روزامو بد نکن!
بذار نگاهم به زندگی همینقدر روشن باشه!
بذار ترسِ نبودنت
سایه نشه روی زندگیم و همه چیزو سیاه کنه!
بذار همه چیز همینقدر دوست داشتنی بمونه برام!


👤#نیلوفر_رضایی

🍃¹⁵آذرماه¹⁴⁰⁰🍃
⁰⁰.²⁴
دیدگاه ها (۸۰)

خنده ی ممنوعه.

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

P6ویو نویسنده الان دو روز گذشته و امروز قراره کل مدرسه برن ...

‌ ‌ ‌ ‌ᅠ‌ ‌ ‌ ︵֪⏜֪࣪︵⏜࣪ ꒰‌  ࣭🧋  ‌꒱ ࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵< نامᰰه ا᷎ی ᷉از ...

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

dark life = 27

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

عشقی حقیقی پارت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط