P6
P6
ویو نویسنده
الان دو روز گذشته و امروز قراره کل مدرسه برن برای شنا
انیا ذهن یک بنده یه خدارو خوند و فهمید که برای شنا کجا میرن حالا کجا بود کلاس شنا انیا و دامیان بود بچه ها ساک بسه بودن و با اتوبوی مدرسه رفتن برای شنا {نکته انیا و دامیان اونجا با بچه ها نرفتن اونا از قبل تو کلاس شنا بودن}
حالا بچه هاامدن و رفتن تو رختکن ،رخت کن دخترا و پسرا جدا بودا .
ویو تو رختکن دخترا
از دید بکی اندر ذهن
رفتم رختکن که مایو بپوشم با دخترا یه کلاس دیگه داشتم کلاه مایورو می زاشتم که یه هو درو یکی باز کرد و با دیدنش جیغ کشیدم اون انیا بود و همراه بکی جیغ زد جوریکه انگار یکی جلوشون مرده کل ساختمون امدن پشت در و گفتن
همه:ببینم شما خوبید چی زی شده
دختراا:اااا نه چیزی نیست نگران نباشید باش حالا برید دیگه
و همه از پشت در رفتن {نکته بکی خبر نداشت که میان پیشه انیا و دامیان اینا دیگه}و بچه ها رفتن تو سالن برای شنا برای پسرا و خدترا جودا بود دیگه خوب
بکی انیا و جودی داشتن راه می رفتن که دامیان ایون امیل اومدن که سلام کنن که انیا ذهن یکی رو خوند که داره قرق میشه پس بودو بودو رفت پیش صدا و فرید تو اب
ویو دامیان
منو بچه ها تا رفتیم پیشه دخترا انیا بودو بودو رفت و پرید تو اب یعنی فرار کرد
ویو انیا
ذهن اون فرد رو که خوندم سری رفتم دنبال صدا و تا حباب هارو رو اب دیدم سریع پریدم تو اب و بعد از چند دقیقه با اون دختری که داشت قرق می شد امدیم بالا تا بکی مربی رو صدا زد مربی امد و از من تشکر کرد و به دختره گفت هواسش رو بیشتر جعم کنه اون مقه ذهن پسر دوم رو خوندم
ذهن دامیان
وایی اون الان یکی رو نجات داد افرین بهش !پس یعنی از من فرار نکرده عالیه خیلی خوب شد و گرنه نمی تونستم باور کنم
بعو مسابقه شروع شد گروه انیا و تیم هریف {منزور از هریف یعنی کلاس شنا دو کوچه بالاتر رقیبه ما بودن دیگه }
همه رفتم گرو ها ۷ نفره بود همه رفتن و فقط انیا و از تیم هریف اکانه موندن
اوناهمزماش با سوت داور بتزی رو شروع کردن ولی انا سریع تر رسید اونور اب پس گروه اونا برنده بدن بعد از اینکه انیا از اب بیرون امد
و حوله بهش دادن
دامیان رفت و گفت:اعرین انیا واقا سرعتت بالا هست چی کار میکنی میشه به منم بگه
+من چون می تونم نفسم رو به مدته تولانی نگهدارم برام این جور کارا راهته
_مگه مدت زمان نگه داشتن نفست چقدر؟
+۷دقیقه تو چی
دامیان که دهنش باز مدن ده بود گفت :۷ دقیقه!!!
+اره تو چی پسر دوم
_من دو دقیقه
وبعد انیا زد زیره خنده
تا پارت بعد بالییی
..............__________________________[]
ویو نویسنده
الان دو روز گذشته و امروز قراره کل مدرسه برن برای شنا
انیا ذهن یک بنده یه خدارو خوند و فهمید که برای شنا کجا میرن حالا کجا بود کلاس شنا انیا و دامیان بود بچه ها ساک بسه بودن و با اتوبوی مدرسه رفتن برای شنا {نکته انیا و دامیان اونجا با بچه ها نرفتن اونا از قبل تو کلاس شنا بودن}
حالا بچه هاامدن و رفتن تو رختکن ،رخت کن دخترا و پسرا جدا بودا .
ویو تو رختکن دخترا
از دید بکی اندر ذهن
رفتم رختکن که مایو بپوشم با دخترا یه کلاس دیگه داشتم کلاه مایورو می زاشتم که یه هو درو یکی باز کرد و با دیدنش جیغ کشیدم اون انیا بود و همراه بکی جیغ زد جوریکه انگار یکی جلوشون مرده کل ساختمون امدن پشت در و گفتن
همه:ببینم شما خوبید چی زی شده
دختراا:اااا نه چیزی نیست نگران نباشید باش حالا برید دیگه
و همه از پشت در رفتن {نکته بکی خبر نداشت که میان پیشه انیا و دامیان اینا دیگه}و بچه ها رفتن تو سالن برای شنا برای پسرا و خدترا جودا بود دیگه خوب
بکی انیا و جودی داشتن راه می رفتن که دامیان ایون امیل اومدن که سلام کنن که انیا ذهن یکی رو خوند که داره قرق میشه پس بودو بودو رفت پیش صدا و فرید تو اب
ویو دامیان
منو بچه ها تا رفتیم پیشه دخترا انیا بودو بودو رفت و پرید تو اب یعنی فرار کرد
ویو انیا
ذهن اون فرد رو که خوندم سری رفتم دنبال صدا و تا حباب هارو رو اب دیدم سریع پریدم تو اب و بعد از چند دقیقه با اون دختری که داشت قرق می شد امدیم بالا تا بکی مربی رو صدا زد مربی امد و از من تشکر کرد و به دختره گفت هواسش رو بیشتر جعم کنه اون مقه ذهن پسر دوم رو خوندم
ذهن دامیان
وایی اون الان یکی رو نجات داد افرین بهش !پس یعنی از من فرار نکرده عالیه خیلی خوب شد و گرنه نمی تونستم باور کنم
بعو مسابقه شروع شد گروه انیا و تیم هریف {منزور از هریف یعنی کلاس شنا دو کوچه بالاتر رقیبه ما بودن دیگه }
همه رفتم گرو ها ۷ نفره بود همه رفتن و فقط انیا و از تیم هریف اکانه موندن
اوناهمزماش با سوت داور بتزی رو شروع کردن ولی انا سریع تر رسید اونور اب پس گروه اونا برنده بدن بعد از اینکه انیا از اب بیرون امد
و حوله بهش دادن
دامیان رفت و گفت:اعرین انیا واقا سرعتت بالا هست چی کار میکنی میشه به منم بگه
+من چون می تونم نفسم رو به مدته تولانی نگهدارم برام این جور کارا راهته
_مگه مدت زمان نگه داشتن نفست چقدر؟
+۷دقیقه تو چی
دامیان که دهنش باز مدن ده بود گفت :۷ دقیقه!!!
+اره تو چی پسر دوم
_من دو دقیقه
وبعد انیا زد زیره خنده
تا پارت بعد بالییی
..............__________________________[]
- ۱۰۴
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط