اشک‌های مادر شهید آمر به معروف سبزوار پسرم چاقو خورده بو

اشک‌های مادر شهید آمر به معروف سبزوار/ پسرم چاقو خورده بو

اشک‌های مادر شهید آمر به معروف سبزوار/ پسرم چاقو خورده بود اما باز از دختر مردم دفاع می‌کرد

#نخستین_شهید_غیرت در سال ۱۴۰۲ ❤️
دیدگاه ها (۴)

مادر گفت: نرو، بماندلم میخواهد پسرم عصای دستم باشدگفت:هرچه ت...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۷از طرفی، دلش می‌خ...

همان‌طور که پیگیر خطاهای دوستان، همسنگران و همرزمان خود در د...

🎥 پاسخ یک دختر جانباز به آقامیری🔹 معصومه دختری است که در حمل...

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

مادر من… 🥺❤️‍🩹گاهی به زندگی‌ت فکر می‌کنم و از خودم می‌پرسم چ...

{محکوم به لمس } part ۲ 杂交种پسر سیزده ساله کوچیک با گریه دست ...

چند وقت پیش به جوان عزیزی گفتم که در جریان انتخاب همسر، بیشت...

سخنگوی ارتش: با تاکتیک‌های جدید جنگی، دشمن را از منطقه اخراج...

خلبان شهید «ایدن مصطفی حمیدخلبانی عراقی بود که از دستور بمبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط