گر مرا زار به کشتن دهد آن یار عزیز

گر مرا زار به کشتن دهد آن یارِ عزیز

گر مرا زار به کشتن دهد آن یارِ عزیز
تا نگویی که در آن دم غمِ جانم باشد

گویم: از بندهٔ مسکین چه گنه صادر شد
کاو دل آزرده شد از من؟ غمِ آنم باشد....🦋🦋

اینجینمه منن سنی آلاه
اوزون یاخچی بیلیسن
دردلریمی

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۱)

سخن از جدایی می گویی و جای خالیت در خاطراتی که معنادارترین ل...

#پارسا یی را دیدم بر کنارِ دریا که زخمِ پلنگ داشت و به هیچ #...

چو لعل شکرینت بوسه بخشدمذاق جان من ز او پر شکر بادمرا از توس...

نمی‌دانم چه بد کردم، که نیکم زار می‌داری؟تنم رنجور می‌خواهی،...

نمی‌دانم چه بد کردم، که نیکم زار می‌داری؟تنم رنجور می‌خواهی،...

گاه‌گاهی که دلمـ میگیردپیش خود میگویمـآنکه جانمـ را سوختـ ،ی...

گاه‌گاهی که دلمـ میگیردپیش خود میگویمـآنکه جانمـ را سوختـ ،ی...

گاه گاهی که دلم می گیردپیش خود می گویمآن که جانم را سوختیاد ...

🍒🌱‍گاه+گاهی+که+دلم+می+گیردپیش+خود+می+گویمآن+که+جانم+را+سوخت+...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانمرنگ رخساره خبر می‌دهد از ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط