پارسا یی را دیدم بر کنار دریا که زخم پلنگ داشت و به هی

#پارسا یی را دیدم بر کنارِ دریا که زخمِ پلنگ داشت و به هیچ #دارو بِه نمی‌شد.
مدّتها در آن رنجور بود و #شکر خدای، عَزَّوَجَّلَ، عَلَی‌الدَّوام گفتی. پرسیدندش که شکر چه می‌گویی؟ گفت: شکر آن که به #مصیبتی گرفتارم نه به #معصیتی.

گر مرا زار به کشتن دهد آن یارِ عزیز
تا نگویی که در آن دم غمِ جانم باشد

گویم: از بندهٔ مسکین چه گنه صادر شد
کاو #دل آزرده شد از من؟ غمِ آنم باشد

✍️ #سعدی
#گلستان

💡مضمون کلی شعر به کمک #هوش_مصنوعی :
انسان پارسا حتی در رنج و درد نیز شکر خدا می‌گوید، زیرا #بلا و بیماری را بهتر از آلودگی به #گناه می‌داند. رنج جسمی اگرچه سخت است، اما به نظر او تحملش آسان‌تر از رنج روحیِ ناشی از نافرمانی و آزردن دل یار (چه خدا و چه معشوق) است.

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی
#سرای_فارسی
#آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک
#حکایت #شعر_آیینی
#دریا #پلنگ #یار #صبر #ایمان #معنویت #عرفان #الهام #زندگی #سخن_بزرگان #سخن_سعدی #سخن_ناب #جملات_زیبا
دیدگاه ها (۱)

#شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازمشرر ریزد بی ام...

بی‌همگان به سر شود، بی‌تو به سر نمی‌شودداغ تو دارد این دلم، ...

#نگار تازه خیز مو کجاییبه چشمان #سرمه ریز مو کجایینفس بر سین...

#محبوب مندر #دنیاجز شما خبری نیست؛ شماتنها #خبر_خوش این عالم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط