نمیدانم چه بد کردم که نیکم زار میداری

نمی‌دانم چه بد کردم، که نیکم زار می‌داری؟
تنم رنجور می‌خواهی، دلم بیمار می‌داری

ز درد من خبر داری، از اینم دیر می‌پرسی
به زاری کردنم شادی، از آنم زار می‌داری

دلم را خسته می‌داری ز تیر غم، روا باشد
به دست هجر جانم را چرا افگار می‌داری؟

چه آزاری ز من خود را؟ به آزاری نمی‌ارزم
که باشم؟ خود کی‌ام؟ کز من چنین آزار می‌داری؟

مرا دشمن چه می‌داری؟ که نیکت دوست‌ می‌دارم
مرا چون یار می‌دانی، چرا اغیار می‌داری؟

مرا گویی مشو غمگین، که غم‌خوارت شوم روزی
ندانم آن کنون باری مرا غم‌خوار می‌داری

نهی بر جان من منت که خواهم داشت تیمارت
دلم خون شد ز تیمارت، نکو تیمار می‌داری

دریغا آنکه گهگاهی به دردم یاد می‌کردی
عزیزم داشتی اول، به آخر خوار می‌داری

به دردی قانعم از تو، به دشنامی شدم راضی
در این هم یاری‌ام ندهی، چگونه یار می‌داری؟

درین هم یاری‌ام ندهی، به دشنامی عزیزم کن
به دردی قانعم از تو، چگونه یار می‌داری؟

به هر رویی که بتوانم من از تو رو نگردانم
اگر بر تخت بنشانی و گر بر دار می‌داری

به تو هر‌کس که فخر آرد، نداری عار از او، دانم
محمد نیک بدنام است، از‌آن‌رو عار می‌داری
دیدگاه ها (۰)

⭕️‌ سه نکته درباره خطبه عید فطر رهبر انقلاب1⃣ پس از یک دوره ...

🔸سخنان امروز رهبر انقلاب موید این نکته بود که احتمال شورش ها...

─═इई 🍃🌸🍃ईइ═─🎀 #همسرت_حرف_گوش_کن نیست؟!☝️خانم ها توجه کنیدچند...

#همسرانه آقای محترم به زنتان بنازید❤️اینو به تمام دنیا بگید❗...

ای دل غمگین به هجر یار عادت می کنیبیخود از غم دم مزن با هر ک...

مرا تو ای صنما در کنار باید و نیستچرا تو را نگه مهربار باید ...

با حالتی نزار گرفتارِ خود شدمبا چشم اشکبار گرفتارِ خود شدمگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط