خدای را که چو یاران نیمه راه مرو

#خدای را که چو یاران نیمه راه مرو

#خدای را که چو یاران نیمه راه مرو
تو نور دیده ی مایی به هر نگاه مرو

تو را که چون جگر غنچه جان گل رنگ است
به جمع جامه سپیدان دل سیاه مرو

به زیر خرقه ی رنگین چه دام ها دارند
تو مرغ زیرکی ای جان به خانقاه مرو

مرید پیر دل خویش باش ای درویش
وز او به بندگی هیچ پادشاه مرو

مباد کز در میخانه روی برتابی
تو تاب توبه نداری به اشتباه مرو

چو راست کرد تو را گوشمال پنجه ی عشق
به زخمه ای که غمت می زند ز راه مرو

هنر به دست تو زد بوسه ، قدر خود بشناس
به دست بوسی این بندگان جاه مرو

گناه عقده ی اشکم به گردن غم توست
به خون گوشه نشینان بی گناه مرو

چراغ روشن شب های روزگار تویی
مرو ز آینه ی چشم سایه ، آه مرو...
دیدگاه ها (۱۷)

عاشقانه های شبنم

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

عاشقانه های شبنم

صوفی بیا که آینه صافیست جام راتا بنگری صفای می لعل فام راراز...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط