پارت⁴⁸
پارت⁴⁸
ویو یونگی
راهرو طولانیتر از چیزی بود که فکر میکردیم.
هر چند قدم یک چراغ روشن میشد.
روی دیوارها...
پروندههای قدیمی قرار داشت.
یکی.
دو تا.
دهها پرونده.
اما روی همهشون یک علامت مشترک بود.
عدد ۷۲.
جونگکوک یکی از پروندهها رو برداشت.
چند صفحه رو ورق زد.
بعد ناگهان ایستاد.
° جونگکوک...
نگاهش کردم.
• چی شده؟
پرونده رو به سمتم گرفت.
اسمهایی که داخلش نوشته شده بود...
باعث شد چند لحظه حرف نزنم.
افسر جانگ.
افسر لی.
ابروهام درهم رفت.
° اینا چرا اینجان؟
جونگکوک به صفحه خیره شد.
• نمیدونم.
صفحهی بعد رو ورق زدیم.
عکس قدیمی چهار نفر بود.
من.
جونگکوک.
افسر جانگ.
افسر لی.
و پشت عکس نوشته شده بود:
«اعضای تیم تحقیقاتی پرونده ۷۲»
سکوت کردم.
° پس پدرهای سلین و کلارا...
جونگکوک حرفم رو قطع کرد.
• فقط پلیسهایی که دنبال ما بودن نبودن.
چشمهاش روی عکس ثابت موند.
• اونا از اول بخشی از این پرونده بودن.
همون لحظه صدای قدمی از انتهای راهرو اومد.
هر دو برگشتیم.
اما کسی اونجا نبود.
فقط یک ضبط صوت روی زمین بود.
جونگکوک برداشتش.
دکمهی پخش رو زد.
صدای قدیمی مردی پخش شد:
«اگر این فایل رو پیدا کردید، یعنی پرونده دوباره باز شده.»
چند ثانیه سکوت.
«و اگر پرونده باز شده... یعنی اون برگشته.»
ضبط قطع شد.
به جونگکوک نگاه کردم.
° اون کیه؟
آرام جواب داد:
• همون نفر سوم.
ویو یونگی
راهرو طولانیتر از چیزی بود که فکر میکردیم.
هر چند قدم یک چراغ روشن میشد.
روی دیوارها...
پروندههای قدیمی قرار داشت.
یکی.
دو تا.
دهها پرونده.
اما روی همهشون یک علامت مشترک بود.
عدد ۷۲.
جونگکوک یکی از پروندهها رو برداشت.
چند صفحه رو ورق زد.
بعد ناگهان ایستاد.
° جونگکوک...
نگاهش کردم.
• چی شده؟
پرونده رو به سمتم گرفت.
اسمهایی که داخلش نوشته شده بود...
باعث شد چند لحظه حرف نزنم.
افسر جانگ.
افسر لی.
ابروهام درهم رفت.
° اینا چرا اینجان؟
جونگکوک به صفحه خیره شد.
• نمیدونم.
صفحهی بعد رو ورق زدیم.
عکس قدیمی چهار نفر بود.
من.
جونگکوک.
افسر جانگ.
افسر لی.
و پشت عکس نوشته شده بود:
«اعضای تیم تحقیقاتی پرونده ۷۲»
سکوت کردم.
° پس پدرهای سلین و کلارا...
جونگکوک حرفم رو قطع کرد.
• فقط پلیسهایی که دنبال ما بودن نبودن.
چشمهاش روی عکس ثابت موند.
• اونا از اول بخشی از این پرونده بودن.
همون لحظه صدای قدمی از انتهای راهرو اومد.
هر دو برگشتیم.
اما کسی اونجا نبود.
فقط یک ضبط صوت روی زمین بود.
جونگکوک برداشتش.
دکمهی پخش رو زد.
صدای قدیمی مردی پخش شد:
«اگر این فایل رو پیدا کردید، یعنی پرونده دوباره باز شده.»
چند ثانیه سکوت.
«و اگر پرونده باز شده... یعنی اون برگشته.»
ضبط قطع شد.
به جونگکوک نگاه کردم.
° اون کیه؟
آرام جواب داد:
• همون نفر سوم.
- ۱.۱k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط