پارت هفتم: نامی روی تیغه.

پارت هفتم: نامی روی تیغه.

صبح هنوز نرسیده بود که جونگکوک روی میز، میان اسناد، چیز دیگری پیدا کرد.

یک دفترچه‌ی قدیمی.

روی جلدش نشان خاندان جئون حک شده بود.

صفحه‌ی اول را باز کرد.

داخلش فقط یک جمله نوشته شده بود:

«اگر تهیونگ برگشت، یعنی من شکست خورده‌ام.»

جونگکوک آرام سرش را بالا آورد.

تهیونگ کنار پنجره ایستاده بود.

ـ «تهیونگ.»

ـ «هوم؟»

ـ «پدرم اسم تو رو قبل از مرگش نوشته بود.»

تهیونگ برگشت.

جونگکوک دفترچه را بالا گرفت.

ـ «اون می‌دونسته تو برمی‌گردی.»

چشم‌های تهیونگ برای اولین بار واقعاً ترسید.

جونگکوک ادامه داد:

ـ «اما یه چیز دیگه هم نوشته.»

تهیونگ نزدیک آمد.

ـ «چی؟»

جونگکوک صفحه را به او نشان داد.

«به پسرت بگو حقیقت را هرگز به وارث. جئون نگو.»

تهیونگ خشکش زد.

جونگکوک آهسته پرسید:

ـ «تو یه پسر داری؟»

تهیونگ به دفترچه خیره ماند.

بعد سرش را بالا آورد.

ـ «نه.»

مکث کرد.

ـ «اما پدرم داشت.»

جونگکوک چیزی نگفت.

تهیونگ آهسته ادامه داد:

ـ «برادرم.»

صدایش شکست.

ـ «و اون شب...»

نگاهش را از جونگکوک گرفت.

ـ «اون هم کشته شد.»

بیرون، اولین نور صبح از میان درختان عبور کرد.

اما هیچ‌کدام نمی‌دانستند که درست همان لحظه، در عمارت جئون...

مردی وارد اتاق مادر جونگکوک شده بود.

مردی که همه تصور می‌کردند ده سال پیش مرده است.

او مقابل آینه ایستاد.

لبخند زد.

و آرام گفت:

ـ «وقتشه وارث جئون حقیقت رو بدونه.»

بعد چاقوی کوچکی را روی میز گذاشت.

روی تیغه، خون تازه‌ای بود.

و زیر آن، یک نام حک شده بود:

کیم تهیونگ.
دیدگاه ها (۰)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_43فصل هجدهم | ش...

LESSON

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖اِریا چند ثانیه به عکس خیره موند.ـ «ای...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟗تماس قطع شده بود.ناتالیا هنوز گوشی رو ...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۵ | انتخابرینا به صفحه‌ی گوشی خیره شده بود....

debt (part 6)

🖤 مافیای من — قسمت ۲۴پشت درِ بستهجونگکوک هنوز کنار پنجره ایس...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۵درِ کلاس بسته شد.جیمین هنوز به تهیو...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 30تهیونگ هنوز به اسم روی صفحه خیر...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وپنجم 𓆪صدای قدم‌ها از راهرو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط