کاش زمین قصه میگفت

🖤🥀 کاش زمین قصه می‎گفت

🖤🥀 کاش زمین قصه می‎گفت
کاش زمین شعر می‎سرود
اگر زمین قصه می‎گفت
قصه خون حسین
قصه ی نخل‎های سوخته در امتداد رود ………….
و دل سودازده‌ مان  را بدنبال خویش به صحرای خون و جنون می‎کشانیم،
 و در میان چکاوک شمشیرها و باران نیزه‎ها از میان خیمه‎ها می‎گذریم.🥀🖤

#یاحسین_غریب_مادر
#ماه_محرم
#سیدجواد‌ذاکر
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

🖤🥀 کاش زمین قصه می‎گفتکاش زمین شعر می‎سروداگر زمین قصه می‎گف...

درهیاهوی انتخاباتی یادم رفت محرم الحرام همین نزدیکاست

کاش زمین قصه می‎گفتکاش زمین شعر می‎سروداگر زمین قصه می‎گفتقص...

#عاشقانه_های_امیر_علی#عکس_پروفایل_ویژه_محرم#عکس_پروفایل_دختر...

عاشورا

ظهر عاشوراس...امام زمان داره خون گریه میکنه... همین که من زن...

نقاش اسب را که زمینگیر می کشد یا چهره ی عموی مرا پیر می کشد ...

قصه اول: حکمیتآنجا که قرآن‌ها بر نیزه رفت و شمشیرها در غلاف ...

دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علیپاره های بدنت را جگرم سوخت عل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط