{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⁨ گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛

⁨ گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛
خودش را
لابه‌لای دوست‌داشتنی جا می‌گذارد
که دوام نیاورد.

من تو را داشتم؛
و داشتنِ تو
شبیه پیدا کردنِ روزنه‌ای بود
در اتاقی که سال‌ها
هوایش را حبس کرده بودند.

کنارت،
دنیا کمی کمتر بی‌رحم بود.
حرف‌هایت
آشوبِ درونم را آرام می‌کرد
و سکوتت
چیزی داشت
که از هزار اطمینان
امن‌تر بود.

بعد،
ما یک‌باره تمام نشدیم.

فقط هر روز
کمی کمتر «ما» بودیم؛
آن‌قدر آرام
که نفهمیدیم
چه وقت
از هم عبور کردیم.

رفتنت
یک درِ بسته نبود؛
خاموش شدنِ چراغی بود
که هنوز
به روشنایی‌اش عادت داشتم.

بعدها فهمیدم
همه‌ی عشق‌ها
برای ماندن نمی‌آیند.

بعضی‌ها می‌آیند
تا عمیق‌ترین جای آدم را لمس کنند
و بعد،
همان‌جا را
برای همیشه خالی بگذارند.

من از تو عبور نکردم؛
فقط یاد گرفتم
با جای خالی‌ات
راه بروم.

گاهی هنوز
میان شلوغیِ روز،
ناگهان دلم برایت می‌گیرد؛
نه آن‌قدر که صدایت کنم،
آن‌قدر که دلم
برای خودم تنگ شود؛
برای منی که
کنار تو
هنوز از فردا نمی‌ترسید.

شاید اگر روزی دوباره ببینمت،
چیزی نخواهم.

نه برگشتن،
نه توضیح،
نه جبران.

فقط نگاهت می‌کنم
و در دلم
به آن آدمی سلام می‌کنم
که یک روز
با تمامِ سادگی‌اش
فکر می‌کرد
عشق،
اگر واقعی باشد،
حتماً می‌ماند.

حالا می‌دانم
بعضی دوست‌داشتن‌ها نمی‌میرند؛
فقط از «زندگی»
به «خاطره» کوچ می‌کنند.

کم‌نور می‌شوند،
دور می‌شوند،
اما دروغ نمی‌شوند.

و شاید دردناک‌ترین حقیقت همین باشد:

تو دیگر نیستی،
اما آن‌چه با تو در من اتفاق افتاد
هنوز هست.
.
.
.
.
.
دیر، دور، بی‌صدا‌_اماهنوز زیبا 🌙
دیدگاه ها (۸)

گاهی زندگی، آدم را آرام و بی‌صدا از کنارِ روزهایی عبور می‌ده...

سهمِ مناشتباه کردن نبود…باور کردن بود.منبه چیزهایی باور کردم...

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

عاشقانه های شبنم

شاید تمامِ غریبیِ آدماز جایی شروع می‌شودکه دیگر نمی‌دانددلتن...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط