{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آب آتش میبرد خورشید شب‌ پوش شما

آب آتش میبرد خورشید شب‌ پوش شما
میرود آب حیات از چشمه ی نوش شما

شام را تا سایبان روز روشن دیده‌ ام
تیره شد شام من از صبح سحرپوش شما

در شب تاریک خورشیدم در آغوش آمدی
همچو زلف ار بودمی یک شب در آغوش شما

از چه رو هندوی مه پوش شما در تاب شد
گر به مستی دوشم آمد دوش بر دوش شما

ای ز روبه بازی آهوی شما در عین خواب
شیر گیران گشته مست از خواب خرگوش شما

مردم چشم عقیق افشان لؤلؤ بار من
گشته در پاش از لب در پوش خاموش شما

حلقه ی گوش شما را تا بود مه مشتری
مشتری باشد غلام حلقه در گوش شما

عیب نبود چون بخوان وصل نبود دسترس
گر به درویشی رسد بوئی ز سر جوش شما

آب حیوانست یا گفتار صمیم یا شکر
ماه تابانست یا گل یا بناگوش شما...🦋🦋💕

#saharshehim💖

#عاشقانه
#بهترینم❤
دیدگاه ها (۰)

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

ای زلف تو تکیه کرده بر گوشای زلف تو تکیه کرده بر گوشای جعد ت...

آب حیات منست خاک سر کوی دوستگر دو جهان خرمیست ما و غم روی دو...

آب حیات من است خاک سر کوی دوستگر دو جهان خرمیست ما و غم روی ...

ز تو دورم من دیوانه و مدهوش توأم!آنچنان محو تو گشته که در آغ...

شب که سازد غم آغوش تو بی تاب مراگر بود فرش ز مخمل،نبرد خواب ...

به نام خداوند بخشنده مهربان ششمین روایت:

گفتم مگر به صبر فراموش من شویکی گفتم آفت خرد و هوش من شوی؟ ف...

گفتم مگر به صبر فراموش من شویکی گفتم آفت خرد و هوش من شوی؟ ف...

لبم از زمزمه‌ی یاد تو خاموش مبادغیر تمثال تو نقش ورق هوش مبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط