{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب که سازد غم آغوش تو بی تاب مرا

شب که سازد غم آغوش تو بی تاب مرا
گر بود فرش ز مخمل،نبرد خواب مرا

تا زبان چون قلم از کام نیاید بیرون
یک دم این چرخ سیه کاسه نداد آب مرا

سوی مسجد ندهد نفس بدم راه هنوز
گرچه از بار گنه ساخت چو محراب مرا

آب تیغت چو گذر در دل مجروح کند
بخیه چون موج شود، زخم چو گرداب مرا

دهر،نا امن چنان گشته که چون مردم چشم
تا در خانه نبندم ، نبرد خواب مرا
دیدگاه ها (۴)

وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسدمرده آن تن که بدو مژده جانی...

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام، خواب دیدم خسته و افسرده ام، رو...

متن سنگ قبر"آن ماری شیمل"جالب است که بر روی سنگ قبر این مستش...

لطفا کامل بخونین خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/بی نهایت خسته ...

لطفا کامل بخونین خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/بی نهایت خسته ...

X وااااای که چقدر این شعر زیباست لطفا کامل بخونین اگه گریه ک...

لطفا کامل بخون اگه گریه کردی و دلت شکست التماس دعاخواب بودم،...

X وااااای که چقدر این شعر زیباست لطفا کامل بخونین.... التماس...

وااااای که چقدر این شعر زیباست لطفا کامل بخونین اگه گریه کر...

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/بی نهایت خسته و افسرده ام/تا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط