{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با منِ تشنه لب اِی مشک وفاداری کن🏴

با منِ تشنه لب اِی مشک وفاداری کن🏴

دلِ اهل حرم اینجاست تو دلداری کن😭

همره آبِ درونت به زمین می‌ریزد🥀

آبرویم به بر یار خریداری کن🏴

خواهم آبی ببرم بهر گلویی کوچک😭

آه اِی مشک زمین خورده مرا یاری کن🥀

یاد لب‌های حسین آب نخوردم هرگز🏴

یاد مظلومی او باش تو غمخواری کن😭

دستم از بازوی من قطع شد و با دندا🥀

سوی خیمه بَرَمَت یاریِ بیماری کن🏴

من علمدار سپاهم به زمین افتادم😭

بهر یاری تنم خیز علمداری کن🥀

آبرویم به بر فاطمه رفت از خجلت🏴

با منِ تشنه لب‌ای مشک وفاداری کن🥀

السلام علیک یا ابوالفضل عباس😭

علیه السلام جانم به فدایت مولا🏴

🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
😭😭😭😭😭😭😭
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
💔💔💔💔💔💔
🥀🥀🥀🥀🥀🥀
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

با منِ #تشنه لب اِی مشک وفاداری کندلِ اهل حرم اینجاست تو دلد...

ای مشک تو لااقل وفاداری کن..من دست ندارم، تومرا یاری کن..من ...

یا قمر بنی هاشم(ع)ای مشک تو لااقل وفاداری کنمن دست ندارم، تو...

#شب_تاسوعا #شب_نهم_محرم____#حضرت_عباس دستی افتاد ز تن، دست ...

ای مشک، تو لااقل وفاداری کنمن دست ندارم، تو مرا یاری کن‏ من ...

ای مشک، تو لااقل وفاداری کنمن دست ندارم، تو مرا یاری کن‏ من ...

ای مشک، تو لااقل وفاداری کنمن دست ندارم، تو مرا یاری کن‏ من ...

ای مشک، تو لااقل وفاداری کنمن دست ندارم، تو مرا یاری کن‏ من ...

دستِ او را گرفتی و گفتیرو سپیدم کُن ای رشیدِ علیپیشِ زهرا کُ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط