با من تشنه لب ای مشک وفاداری کن

با منِ #تشنه لب اِی مشک وفاداری کن

با منِ #تشنه لب اِی مشک وفاداری کن
دلِ اهل حرم اینجاست تو دلداری کن

همره #آبِ درونت به زمین می‌ریزد
آبرویم به بر یار خریداری کن

خواهم آبی ببرم بهر گلویی کوچک
آه اِی #مشک زمین خورده مرا یاری کن

یاد لب‌های #حسین آب نخوردم هرگز
یاد مظلومی او باش تو غمخواری کن

دستم از بازوی من قطع شد و با دندان
سوی خیمه بَرَمَت یاریِ #بیماری کن

من #علمدار سپاهم به زمین افتادم
بهر یاری تنم خیز علمداری کن

آبرویم به بر #فاطمه رفت از خجلت
با منِ #تشنه لب‌ای مشک #وفاداری کن
دیدگاه ها (۶)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

با منِ تشنه لب اِی مشک وفاداری کن🏴دلِ اهل حرم اینجاست تو دلد...

#شب_تاسوعا #شب_نهم_محرم____#حضرت_عباس دستی افتاد ز تن، دست ...

تقدیم به علمدارکربلا❤ ️❤ ️تشنه بودن لب دجله زوفاداری توستدلب...

ای مشک، تو لااقل وفاداری کنمن دست ندارم، تو مرا یاری کن‏ من ...

ای مشک، تو لااقل وفاداری کنمن دست ندارم، تو مرا یاری کن‏ من ...

ای مشک، تو لااقل وفاداری کنمن دست ندارم، تو مرا یاری کن‏ من ...

دستِ او را گرفتی و گفتیرو سپیدم کُن ای رشیدِ علیپیشِ زهرا کُ...

يا كاشف الكرب عن وجه الحسين (ع)جانم فداي تو به فداكاري ات قس...

ای مشک تو لااقل وفاداری کنمن دست ندارم تو مرا یاری کنمن وعده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط