{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
"""""""""""
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 04
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""


با لبخندی زیبا درو باز کردم و بی سروصدا رفتم بیرون از خونه اخیش


ای خدا مثل این دختر پولدارا ماشین هم ندارم یکم قیافه بیام ایششش



تنها حال نمی‌داد پس زنگ زدم رفیق سگم بوق اول نخورده جواب داد انگار رو گوشی خوابیده بی فانوس"



_الو زنیکه سلامممم


_سیـ! کتیر کدوم گوری هستی اوا؟



_خونه چطور ؟



_من دارم میام جلو در خونتون بریم دور دور ده دقیقه وقت داری اماده شی به منم ربطی ندارع وقت کم دادم




بعدشم قطع کردم ایش
بعد از دقیقا ده دقیقه رسیدم جلو درشون که
دیدم وایساده جلو در چسان فسانشم‌ کرده بود



تا منو دید عین اسبی نجیب افتاد دنبالم بزنتم
بنده هم همانند یوزپلنگی هر چه قدر تونستم تند دوییدم که دستش بهم نخوره هر چند ثانیه هم سرمو برمی‌گردونم تا بیینمش



که یهو انگار با کله رفتم تو سینه یکی چقدر سفته لامصب دیوار اینجور سفت نیست



_ای مامان دخترت مرددددد..........
دیدگاه ها (۲۱)

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت چهارمویو ات: ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹²ویو میکا_____هوا تاری...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁸ویو میکا_____داشتیم از...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

پشت نگاه سردت — پارت نهم ویو آتاز خواب بیدار شدم. دوش گرفتم،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط