{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی عشق از پشت پنجره‌ها آغاز می‌شد...

روزی عشق از پشت پنجره‌ها آغاز می‌شد...
نه خبری از پیام بود، نه آنلاین بودن...
فقط یک پنجره، یک نگاه پنهانی، یک لبخند خجالتی... و قلبی که دیگر آرامش نداشت! ❤️
در آن روزها، حتی طلوع خورشید هم زیباتر بود، فقط برای دیدن کسی که دوستش داشتید...
با صدای ماندگار معین، به روزهایی باز می‌گردیم که عشق ساده‌تر بود.
دیدگاه ها (۰)

تقدیم به جانانم که مهرش امید را در وجودم جاودانه میسازد:🫀🫂آر...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

فصل دومپارت هفدهم | سایه‌های دورییک سال گذشته بود...یک سال ا...

تولدت مبارک، پارک جیمین؛ فرشته‌ای که با قلبی از جنس مهربانی،...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها فقط به این دنیا میان تا یادمون ب...

📱💙✨ یه زمانی نوکیا به تمام ایده‌های ممکن برای ساخت مدل جدید،...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 9 | چیزی که اسم نداشتروزها یکی پس از دیگری می‌...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط