مطرب

مطرب

غم عاشقان سرکش چه غمی دراز باشد
دلِ عاشقان بی دل، دلِ پر گداز باشد

شب عاشقان تنها، شب هجر و درد یارست
دهلی بزن تو مطرب، که دلم به ساز باشد

رخ آن نگار زیبا چه شبی به ماه دیدم
سحری نگاه کردم مهِ خود فراز باشد

همه عمر، او به شادی دلِ ما به راه گیرد
همه عمر من ندانم که دلم به راز باشد

به وداعِ تو نکندم دل خود که جان جانی
به وصال آن نگاهش شبِ دل نواز باشد

#سعید_پورسعید
#نوازنده_خیابانی
#کوچه_بازاری
دیدگاه ها (۲۷)

عاشقانه

زیر خاکستر ذهنم باقیست ، آتشی سرکش و سوزنده هنوز یادگاریست...

گذشت موسم غم فصل وصل یار رسیدنوای دلکش بلبل به نوبهار رسیدسح...

oo:oo#قصیده_خاطرات_#روزهاے_زڪف_رفتہروز هایی که زکف رفت همه ع...

گاه گاهی که دلم می گیردپیش خود می گویمآن که جانم را سوختیاد ...

زیر خاکستر ذهنم باقی ست ،آتشی سرکش و سوزنده هنوزیادگاری ست ز...

گاه‌گاهی که دلمـ میگیردپیش خود میگویمـآنکه جانمـ را سوختـ ،ی...

گاه‌گاهی که دلمـ میگیردپیش خود میگویمـآنکه جانمـ را سوختـ ،ی...

این چه حالیست که این دیده پریشان باشد؟همه جا در پی دیدار هرا...

چون قصهٔ زلف تو دراز است چگویمچون شیوهٔ چشمت همه ناز است چگو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط