{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

بر مزارم بنویسید که بارانی بود !
زاده ی تیر ولی ابر زمستانی بود !
بنویسید که احوال دلش خوب نبود !
موج دریای دلش یکسره طوفانی بود !
شب تنهایی اش از اشک اگر ماه نداشت
آسمان دلش از درد چراغانی بود !
بر لبش خنده ولی در دل تنگش غصه
در نگاهش غم یک عمر پریشانی بود !
سهمش از شادی دنیا کمی بیش نبود
گریه هایش همه در پرده و پنهانی بود !
بنویسید که در زندگی کوتاهش
خسته از بار فراق و غم ویرانی بود !
گرچه در جاده ی عشق رها بود ولی
دل او در قفس حادثه زندانی بود !
اهل دل بود و همه جای وطن موطن او
افتخارش همه این بود که ایرانی بود !
شعر می گفت ولی ماهر و معروف نبود
شاعری بود که شعرش همه بارانی بود !
دیدگاه ها (۰)

خانه به دوشِ فنادر شب طوفانی امداغ کدامین خطاخورده به پیشانی...

بس کُن زلیخا یوسفت،عمریست زندانی شدهاین روزها عاشق شدن،چون م...

بس کُن زلیخا یوسفت،عمریست زندانی شدهاین روزها عاشق شدن،چون م...

دلتنگ دیدار یار

باران شدی, تو رفتی و بارانی ام هنوزدر بند بندِ خاطره زندان...

باران شدی, تو رفتی و بارانی ام هنوزدر بند بندِ خاطره زندانی ...

باهمه ی شـور غــزلخوانی امدربه در کوچـه ی تنهـــا نی امای تو...

عاشـق آن رهبــر نورا نــی خـویشم آن دلبــر وارستــۀ عـرفـانـ...

عشـــق از روز ازل بی ســــر و ســامانی بـود... مـن چــه مـید...

مهربان آمدی ـ‌ ای عشق! به مهمانی منپر شد از بوی خوشت خلوت رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط