{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران شدی, تو رفتی و بارانی ام هنوز

باران شدی, تو رفتی و بارانی ام هنوز
در بند بندِ خاطره زندانی ام هنوز

تاکی به بغض و حسرت من طعنه می زنی؟
درگیر حس مبهم و طوفانی ام هنوز

بعد از تو از زمین و زمان دل بریده ام
در التهاب این غم پنهانی ام هنوز

عالیجناب دفتر شعرم ببین که من
بی تو دچار حالت بحرانی ام هنوز

سوگند می خورم که دلت باز نشکند
هرچند وارث غمِ ویرانی ام هنوز

برمن ببار, تازه شود فصل عاشقی
من منتهای شرح پریشانی ام هنوز
دیدگاه ها (۲)

نفسم از دل شب تا به سحر بـوی تو داشتتنِ تب کرده ی من حسرت گی...

.‍ باران و چتـــر و شال و شنل بود و ما دو تاجوی و دو جفت چکم...

بمان گناه قشنگم گناه کم دارم برای دیدن چشمت نگاه کم دارمج...

شده با یاد کسی در همه جا بغض کنی؟با تداعی همه خاطره ها ، بغض...

باران شدی, تو رفتی و بارانی ام هنوزدر بند بندِ خاطره زندانی ...

عاشـق آن رهبــر نورا نــی خـویشم آن دلبــر وارستــۀ عـرفـانـ...

من عاشـق  آن رهبــر  نورانــی خـویشمآن دلبــر وارستــۀ  عـرف...

شعری از آیت الله خامنه ایغم پنهانیسرخوش زسبوی غم پنهانی خویش...

“در دلم حرف های ناگفته،...

حاصل بارش من نوگل خندانی شدحاصل خنده ی تو خانه ی ویرانی شدشه...

حاصل بارش من نوگل خندانی شدحاصل خنده ی تو خانه ی ویرانی شدشه...

عاشقانه های شبنم

سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشمچون زلف تو سرگرم پریشانی خویشمد...

‍ گردبادے در هـــــوای ساحلی طوفانی امرعشـــــه ها زد روی ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط