{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شعر_قدیمی

#شعر_قدیمی

🍂با آن که دلم از غم هجرت خون است
شادی به غمِ توام ز غم افزون است

✨اندیشه کنم هر شب و گویم «یا رب!
هجرانش چنین است، وصالش چون است؟»

✍#رودکی
🗣#رشید_کاکاوند
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

Attar050511

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

پروانه جان

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت ششمویو اتچند روز از اون ماجرا گ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

A friend of a loneliest time P1 با طلوع خورشید پسرک برای لحظ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط