{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

کاش این بهمن و اسفند به پایان نرسد
سال من نو نشود، کاش بهاران نرسد
این بهاری که جدا می‌کند از من او را
بهتر آن است به البرز و به تهران نرسد
خبر عاشقی‌ام گوش جهان را کر کرد
کاش اما که به گوش خود ایشان نرسد
نکند شک کند این‌بار اسیرش شده‌ام
من یقین دارم و او کاش به ایمان نرسد
درد این عشق شبی می‌کُشَدَم اما جان
میلش این است بمیرد که به درمان نرسد
باید اصلا بروم دور شوم از یوسف
تا به ناحق قدمش باز به زندان نرسد
ترسم این است که من بگذرم و او بشود
رانده از عشق زلیخا و به کنعان نرسد
باید آرامش این عشق کمی حفظ شود
هیجانش نشود فاش، به طوفان نرسد
دیدگاه ها (۰)

کاش این بهمن و اسفند به پایان نرسدسال من نو نشود، کاش بهاران...

🍁کاش بهاران نشود🍁

لیلی مگذار از دَمِ خود دود شوم...لیلی مپسند این همه نابود شو...

آن دلبر من آمد بر منزنده شد از او بام و در منگفتم قنقی امشب ...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کنلب وا کن و با واژه بزن جادو کنلی...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن                      لب وا کن و...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن                      لب وا کن و...

این متن خیلی بی نظیرههنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند رو...

دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود / چون حباب از خود کند قال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط