ای که از من من تری

ای که از من من تری

در دو چَشمِ مَن نِشین اِی آن که از مَن مَن‌تری

تا قمر را وانمایم کز قمر روشن‌تری

اندرآ در باغ تا ناموس گلشن بشکند

ز آنک از صد باغ و گلشن خوش‌تر و گلشن‌تری

تا که سَرو از شرمِ قَدَت قدِ خود پنهان کند

تا زبان اندرکشد سوسن که تو سوسن‌تری

وقتِ لطف ای شمعِ جان مانند مومی نرم و رام

وقت ناز از آهن پولاد تو آهن‌تری

چون فلک سرکش مباش ای نازنین کز ناز او

نرم گردی چون زمین گر از فلک توسن‌تری

زان برون انداخت جوشن حمزه وقت کارزار

کز هزاران حصن و جوشن روح را جوشن‌تری

زان سبب هر خلوتی سوراخ روزن را ببست

کز برای روشنی تو خانه را روشن‌تری
دیدگاه ها (۶)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

در دو چشم من نشین ای آن که از من منتریتا قمر را وانمایم کز ق...

در دو چشم من نشین ای آن که از من من تریتا قمر را وانمایم کز ...

در دو چشم من نشین ای آنکه از من، من تریتا قمـــــر را وانـــ...

در دو چشم من نشین ای آن که از من من تری! تا قمر را وانمایم ک...

گر به گلگشت چمن می روی از من یاد آرزین گرفتار قفس ای گل گلشن...

گر به گلگشت چمن می روی از من یاد آرزین گرفتار قفس ای گل گلشن...

نفسی داشتم و ناله و شیون کردمبی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط