{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«کاش روزگار، مثل یک کتاب بود که می‌توانستیم صفحاتِ تلخش ر

«کاش روزگار، مثل یک کتاب بود که می‌توانستیم صفحاتِ تلخش را پاره کنیم. اما او یک چرخِ بی‌وقفه‌ است؛ گاهی آن‌قدر تند می‌چرخد که نفسمان بند می‌آید، و گاهی آن‌قدر آرام، که در سکوتِ درد، غم هایمان را با تمام وجود می‌شنویم.»

ومیانِ این‌همه غم، شلوغیِ جهان، چقدر عجیب است

.

.

.
دیدگاه ها (۰)

«زندگی، مثل یک آینه است؛سرد، صیقلی، و بی‌رحم.ما در برابرش می...

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ ا...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

⁨ ⁨ گاهی دوست داشتن، خودش زخمى ست كه هيج وقتخوب نمى شود.دوست...

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

وقتی دلت تنگ می‌شود،بغضی آرام گوشه‌ی گلویت خانه می‌کندو تو ف...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط