{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من خلق شدم تا كـه پريشانِ تو باشم

من خلق شدم تا كـه پريشانِ تو باشم
#ديـوانـه و سرگشته و حيرانِ تـو باشم

گفتم: تـو جهانی، که بدانی کـه بمانی
آغوش گشودم كـه جهانبانِ تـو باشم

#حبسِ ابـد و ضربه ی شلاق و شكنجه
خوب است اگر گوشهٔ #زندانِ تـو باشم

درخواب تورا خواندم وجانۍکه شنیدم
در خواب ببينـم كه مگر جانِ تـو باشم

دور است كنارِ تـو نشستن كه مرا بس
گلـدانِ گُلی گـوشه ی ایوانِ تـو باشم

پيغمبرِ من معجزه ات #عشق و #غزل بود
می خواهم از امروز مسلمانِ تـو باشم
.
.
.
#بخوان_شعر_سخن_ناب
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

dark life = 38

من خلق شدم تا كـه پريشانِ تو باشم ديـوانـه و سرگشته و حيران...

من خلق شدم تا كـه پريشانِ تو  باشم ديـوانـه و سرگشته و حيران...

من خلق شدم تا كـہ پريشانِ تو  باشم ديـوانـہ و سرگشتہ و حيران...

من خلق شدم تا كه پريشان تو باشم ديوانه و سرگشته و حيران تو ب...

💞 💞 من خلق شدم تا که پریشان تو باشمدیوانه و سرگشته و...

‍ 💞 💞 💞 من خلق شدم تا که پریشان تو باشمدیوانه و سرگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط