تا یار برفت صبر از من برمید

تا یار برفت صبر از من برمید

تا یار برفت صبر از من برمید
وز هر مژه‌ام هزار خونابه چکید
گوئی نتوانم که ببینم بازش
«تا کور شود هر آنکه نتواند دید»
دیدگاه ها (۰)

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

سلام.از امشب تا اطلاع ثانوی ،یکی در میون عکس رهبر رو میذارم....

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست🌹:تا کور شود هر آنکه نتواند ...

یک روز گر از ماه رُخَت دور بمانمخاموشم و بی جزر و مَد و بی ه...

میدانم دوباره حالمان خوب میشودباز هم بوسه هایمان طعم توت شرا...

پارت ۲۲ — «اتاق ممنوعه»جونگکوک درِ اتاق رو بازتر کرد.رها: «ن...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 چه کرده‌ام که مرا پایمال غم کردی چه او...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـد از جـداییــهـــا حکـــ...

تا صبح ظهورپر شور و شکوه، بهمنی تازه رسیددر جان وطن بهار امی...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ آگه نه‌ای که بر دلم از غم چه درد خاس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط