عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

پشتِ لبخندم غــمی پنهان مدارا میکند
گاه‌گاهی بــارشی آن را هویــدا میکند
می‌پرد گنجشکِ دل بر شاخه‌هایِ خاطره
تلــخی و شیـرینیِ عمــرم تماشا میکند
بغض‌هایم حسرتِ یک شانه درخود دارد و
چشمهایم غنچه‌یِ غــم را شکوفا می‌کند
دستِ نقّاشِ زمان در مویِ‌احساسم چه‌ زود
تـارهایِ مشکی‌اش را رنــگِ دریا میکند
چشم‌ها را بسته‌ام در انتظارِ خواب، چون
طفــلِ بازیگـوشِ دل را غرقِ رؤیا میکند
دفترِ دلتنگی‌ام را کــاش می‌بستم ولـی
دستِ تقدیرم چرا امروز و فردا میکند...
دیدگاه ها (۰)

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پشتِ لبخندم غــمی پنهان مدارا می کند گاهگاهی بــار...

پشتِ لبخندم غــمی پنهان مدارا می کند گاهگاهی بــارشی آن را ه...

پشتِ لبخندم غــمی پنهان مدارا می کند گاهگاهی بــارشی آن را ه...

پشتِ لبخندم غــمی پنهان مدارا می کند گاهگاهی بــارشی آن را ه...

▫️پشتِ لبخندم غــمی پنهان مدارا می کند گاهگاهی بــارشی آن را...

پشتِ لبخندم غــمی پنهان مدارا می کند گاهگاهی بــارشی آن را ه...

پشتِ لبخندم غــمی پنهان مدارا می کند گاهگاهی بــارشی آن را ه...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ پشتِ لبخندم غــمے پنها...

پشت لبخندم غمی پنهان مدارا می‌کند گاه گاهی بارشی آن را هویدا...

صبح یک روز سرد پاییزیروزی از روزهای اول سالبچه ها در کلاس جن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط