پشت لبخندم غمی پنهان مدارا می کند

پشتِ لبخندم غــمی پنهان مدارا می کند
گاهگاهی بــارشی آن را هویــدا می کند

می پرد گنجشکِ دل بر شاخه‌هایِ خاطره
تلــخ و شیـرینیِ عمــرم را تماشا می کند

بغض‌هایم حسرتِ یک شانه درخود دارد و
چشمهایم غنچه‌یِ غــم را شکوفا می کند

دستِ نقّاشِ زمان در مویِ احساسم چه‌زود
تـارهایِ مشکی اش را رنــگِ دریا می کند

چشم‌ها را بسته ام در انتظارِ خواب،چون
طفــلِ بازیگـوشِ دل را غرقِ رؤیا می کند

دفترِ دلتنگی ام را کــاش می بستم ولـی
دستِ تقدیرم چرا امروز و فردا می کند!

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

شب ها که ماه روی تو از چاه می کشیمآهی برای اشک خود ای ماه می...

رفتم که از دیوانه‌بازی دست بردارمتا اَخم کردم مطمئن شد دوستش...

بـــه خودم آمدم انگار تویـــی در من بوداین کمی بیشتر از دل ب...

👈 عطر گل وحشی ...ای عطر گل وحشی پیچیده به گیسویت و ای طاق دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط