گاهی آرزو میکنم که ای کاش زمان به عقب سر بخورد  تا دوبار

گاهی آرزو میکنم که ای کاش زمان به عقب سر بخورد ، تا دوبار

گاهی آرزو میکنم که ای کاش زمان به عقب سر بخورد ، تا دوباره آن روز تکرار شود ... اما دیگر در چشمانت خیره و غرق نشوم ... تا نبینمآن دو تیله های قهوه‌ای رنگت را ، تا نشوم گمراه برق چشم هایت ...


"یلدا"
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

پرنسس ناخواسته

کپشنننن مهمهههه گودی گودی🎀🤣عروسک من😈🔞پارت بیست و هشتویکتور ب...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

در دلمـ افتاد مرگی همچو برگی در خزانای خزان آرزوهایمـ بهار م...

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p88چشم‌های مشکی جیمین رو دید.نفسش آروم‌ت...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_20فصل دهم | سؤا...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط