{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و مادر آن پناهگاه همیشگی

عشق را وقتی فهمیدم که با تموم وجود پای تموم عصبی بودنام،ناراحتیام،بد بودنام،وایسادی:))
#چقد مامانتون رو دوست دارید؟





#مادر#عشق#دیالوگ_کده
دیدگاه ها (۷)

Part ⁵سلام خوشگلا 🍓🎀قبل از اینکه پارت رو شروع کنم میخواستم ب...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

زندگی من از همون جایی استارت خورد که خدا شما رو بهم هدیه داد...

عکسم باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

در خواستی یاندره باجی

سناریو استری کیدز وقتی

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۱ *سانیار*دیدم مروارید تو بغل رضا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط