از حافظه‌ام می‌بوسم تو را

از حافظه‌امـ می‌بوسمـ تو را

از حافظه‌امـ می‌بوسمـ تو را
ندیده‌امـ تو را هنوز
چشم‌های تو را آن‌گاه ڪهـ می‌درخشند
موهای تو را
آن‌گاه ڪهـ انگشت‌هایمـ را نوازش می‌ڪنند
لب‌های تو را وقتی ڪهـ این‌همه زیبا لبخند می‌زنند

لمست نڪرده‌امـ هنوز
سیبِ گونه‌هایت را
دست‌های گرمت را ڪهـ معنای آشیانه‌اند

چیست این حس؟
این چنین بهـ جانمـ نزدیڪ
وقتی ڪهـ زیبایی تو را از نزدیڪ ندیده‌امـ هنوز ؟༅‌𖥘

#خدادلت‌رابه‌یک‌جبران‌جانانه‌شادگرداند :-)
دیدگاه ها (۰)

« میگـم......پاییزجـآن🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـی مهر...

یا فاطمه زهرا…آمده‌ام پیش تو، با لب‌های خشک و سینه‌ای که از ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

رها❤ تو را دوست دارمآن قدر عمیق که دیگر بودنت فقط یک خواستن ...

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

در هیاهویِ این جهان، جایی که ثانیه‌ها بی‌رحمانه می‌دوند و صد...

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدی۱۵. خدا در لحظ...

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» | منشورِ قدرتِ بهرام محمدی۱۵. خدا در لحظ...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط