{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی بود یکی نبود غیراز خدا هیچکس نبود یه سرزمین بود سر

یکی بود یکی نبود غیراز خدا هیچکس نبود یه سرزمین بود سرزمین کیدراما هی عاشق می شدن هی قهر می کردن دوباره عاشق می‌شودن‌ این وسط هم رقیب عشقی اومد از وقت استفاده می کرد که غاب .پسره یا دختره بدوزده .🤣اون طرف پسر ویا دختره خشمگین می شد هی همین جوری ادامه پیدا می کرد😂😂 اون وسط هم شخص دوم مظلوم وعاشق بود😂🥹
دیدگاه ها (۶)

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۹

شاهکاری به نام دروغ

شاهکاری به نام دروغ

spy x love

🖤 پارت ۲۱ | «راز تهیونگ»تهیونگ وسط سالن ایستاده بود.لانا و ک...

Destiny part 9

عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۰ (از زبان راوی )چند ساعتی ب...

زیبای کوچک فریبکار

007-پنهان در مه - پارت ۹۵

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط