{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امام حسن(ع) به اهل بيت خود میفرمود:من به زهر شهيد خواهم ش

امام حسن(ع) به اهل بيت خود میفرمود:من به زهر شهيد خواهم شد مانند رسول خدا (ص).پرسيدند كه خواهد كرد اين كار را؟ فرمود كه زن من جَعده دختر اشعث بن قيس. معاويه پنهان زهرى براى او خواهد فرستاد و امر خواهد كرد او را كه آن زهر را بمن بخوراند.گفتند:او را از خانه خود بيرون كن و از خود دور گردان.فرمودند كه چگونه او را از خانه بيرون كنم هنوز كارى از او واقع نشده است!! اما اگر او را بيرون كنم باز كسى بغير او مرا نخواهد کشت،و او را نزد مردم عذرى خواهد بود كه بى جرم و جنايت مرا اخراج كردند.
معاویه به منظور قتل امام حسن(ع)، زهری برای جعده فرستاد و به او مژده ازدواج با پسرش یزید را داد و گفت: چون این زهر را به خورد حسن بن علی (ع) دهی، من تو را به عقد یزید، پسر خود در آورده، ملکه جهان گردانم و چون آن ملعون امام حسن(ع) را زهر خورانید و امام(ع) به شهادت رسید، به شام رفت و گفت:من به عهدم وفا کردم و اینک وقت احسان توست. معاویه گفت: از پیش من دور شو؛ زنی که با مثل حسن بن علی(ع) نسازد، به یقین با پسرم هم سازش نخواهد کرد

#شهادت-امام-حسن
#آقای_غریبم
#بر_جعده_لعنت
دیدگاه ها (۰)

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع) بخش دوم

قصه چهاردهم: معاویه (قسمت پایانی)

#لطفا_ورق_بزنیدمیدونستی نپذیرفتن حرف حق و حساب مثل چیه؟؟!؟!م...

پیروان حق ....

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش پایانی)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط