گوناگون

گوناگون

.
تو مَپندار که در فِکر تنم
نگران سرطان وطنم
او که بیمار شود ما همه نیز
من که بیمار شوم ، یک بدنم
وطنم از تن من خسته‌تر است
درک کن درد مرا از سُخنم
به تو سوگند که از غُصّه خویش
لحظه‌ای پیش تو من دم نزنم
دیدگاه ها (۰)

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

روزی خواهد رسید که این چهره، این موها و این زیبایی، همه را ب...

#pain#P¹⁰⁴#Season²_ چطور ممکنه؟.... درسته که پدرم ممکنه آدم ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

محو زیبایی او پارت ۳۷ویو رزا تهیونگ از اتاقم رفت بیرون خیلی ...

پارت ۵۴🌅 ویو آتکم‌کم هوا تاریک‌تر شد و ساحل خلوت‌تر شد. وسای...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۶نگاهمو تند و ناخودآگاه به ل...

از دشمنان تا عاشقان

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط