چشمای معصوم و خائن و منحرف داشت به کسی نه نمیگفت

چشمای معصوم و خائن و منحرف داشت به کسی نه نمیگفت

چشمای معصوم و خائن و منحرف داشت به کسی نه نمیگفت
یه دل منعطف داشت یه ذره سخت بود واسه غرورم گفتم که باش
میری دلت تنگ میشه بیبی مطمئن باش

سیجل_اکتاو#دوسال
دیدگاه ها (۰)

(وقتی دو هفته میره تور جهانی و...)

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:②پدرِ ربکا با صدایی که از ته چاه میومد درخوا...

آخرین دعا 36

the end-part 2

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پنجم 5

پارت سوم: قفسِ آهنیکلاس هنوز آروم بود که یهو صدایِ باز شدنِ ...

پارت ۱۴تانر :من کیم؟ من تانر هستم کسی که نامزد یونا هست اوکی...

رمان : «اسمات پارسا»(از خودم یه اسم درآوردم)(تکپارتی)ویو «ا/...

کسخلان گروگان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط