{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن دبستانی‌ها💔

آن دبستانی‌ها💔

قرار نبود کوله پشتی‌های کوچکشان
که با کلی ذوق خریده بودند به خون پاکشان آغشته شود.
قرار بود درس بخوانند و هر کدام برای مملکتشان کاره‌ای بشوند
دکتری، مهندسی، نویسنده و حتی بعضی‌هایشان آرزو داشتند مثل معلم خودشان، آموزگار شوند.
قرار نبود برای همیشه در کلاس دبستان خود باقی بمانند.
آنها بر خلاف جثه‌ کوچکشان برای قلب‌های پدر و مادرشان، زیادی داغ بزرگی بودند.

قرار نبود گل‌های زندگی‌شان به این زودی پر پر بشوند...
آه از چهل روز غم بی‌پایانتان😭

#مدرسه_میناب
دیدگاه ها (۷)

‍ تیری بود سراسر وجودم را آغشته به سیاه آب تاسف کرد...دستم م...

کفپوش تایل

پژمان الماسی‌نیا شاعر اصفهانی

چپتر دوم

𝐀𝐥𝐨𝐧𝐞 𝐢𝐧 𝐒𝐞𝐨𝐮𝐥 فصل ۲ پارت ۲۰

ارزش خواندن دارهبگذارید حرف آخر را همین اول بگویم: کسی که زی...

راستی یادم رفت بگم این مایکی درخواستیه و ۱۰ پارتیه

🔴 وقتی در برابر پر مطالعه بودن رهبری غافلگیر شوی!🔹 🔸 روز یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط