{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ تیری بود سراسر وجودم را آغشته به سیاه آب تاسف کرد...

‍ تیری بود سراسر وجودم را آغشته به سیاه آب تاسف کرد...
دستم می لرزد، قلمم ارام دهانم رک دلم پر خوف.
از چی بگویم از خون دلم یا خون شما
یا از کیسه های برنجی که کوله پشتی شما هستند.
یا از چوب های پیرانه تان که در راه شکست.
این همه درد...
از جان ها و جثه های لطیف تان.
مگر شما در راه کسب روزی نبودید
؟
به قصد خسته کردن جسم تان دره ناخی را ترک کردید...
تا که شاید امشب کول بیاید.
کول امد شمارا صدا زدند...
نبودید...
کول شما را دیگران بردند...
شما کول خودرا بردید.

الهی در این روزهای ماتم زده نگاهت را که همیشه سمت ما بوده استاز ما مگیر در این روزها ب چه کسی برای تحمل دردمان بگوییم هـــــاوار
جز تو
پروردگارا از درگاهت حقیرانه تمنای صبر برای بازماندگان و امرزش و مغفرت برای مرحومان روستای دره ناخی را خواستاریم.
چـــــون سوی کسـب حلال بـودی
امشـــــب بهشتـت را زود ربـــــودی




#J_kurd


#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۴)

دختران شین آبادی؛ تا درمان شویم پیر می شویمجوانی دختران پیرا...

چند شب پیش ازین خانه چند کبوتر به امید صید دانه پرکشیدند و ه...

اسمش فراز است... پای حرف‌های پدرش که می‌نشینی، بغض گلویت را ...

کولبران، قربانیان خاموشنوشته محمد دانشکولبری پیشه‌ای سخت، پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط