خیلی وقته تبدیل شدم به یه آدم جدید از تموم آدما فاصله میگ

خیلی وقته تبدیل شدم به یه آدم جدید از تموم آدما فاصله میگ

خیلی وقته تبدیل شدم به یه آدم جدید از تموم آدما فاصله میگیرم، اونارو از خودم میرونم مهمم نیست چقد بهم نزدیک هستن یا چقد برام با ارزش بودن، دیگه حتی حوصله خودمم ندارم و متنفرم از اینکه یه آدم جدید بخواد بیاد تو زندگیم، حس و حال اینو ندارم خودمو به کسی ثابت کنم. راستش من خیلی وقته خستم، نسبت به همه چیز سرد و بی اهمیت شدم برای چیزی تلاش نمیکنم دیگه حتی برای موندن آدمای مهم زندگیمم خواهش نمیکنم، هیچ اتفاقی نیوفتاده فقط خستم.
دیدگاه ها (۷)

دیگه حالِ عاشقی ندارم...نه اینکه دلم سنگ شده باشه،فقط اون‌قد...

بچه‌ها من سرم به کار خودمه و علاقه‌ای به زندگی بقیه ندارم، ا...

همه دارن میرن...بچه‌هام...دیگه واقعاً کسی نمونده :)نتونستم ب...

وقتی بین بچه هاش فرق میذاشت🩷پارت ۳(last part)(نکته:دوتا پایا...

خببب، فکر کنم وقتشه دوباره برگردم... این مدت یه‌سری چیزا توی...

«می‌دونی، عجیب‌ترین قسمتش این نیست که تنها هستم، بلکه اینجاس...

Crown~P38دیار:وای بنظر من اقای هارلن خیلی ترسناکهجونز:چرا او...

امروز ۱۶ مهر هستششاید برای همه یه روز عادی توی ماه اول فصل س...

نمی‌دونم چطوری باید بنویسم... واقعاً نمی‌دونمحتی نمی‌دونم چط...

چند روز از تصمیم ات برای موندن گذشته بود.رابطه‌شون دیگه مثل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط