{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوووووووووووون کی فکرش رو میکرد مسعود هم یه روزی از سینگل

جوووووووووووون کی فکرش رو میکرد مسعود هم یه روزی از سینگل بودن در بیاد . فقط نمی‌دونم چرا این عروس خانم پدر سگ قیافش واسم آشناست ، این حرومزاده رو احساس میکنم هر روز توی تلویزیون و گوشی ها دیدم لاشی پدر سگ 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
دیدگاه ها (۲)

حاجی وقتی میگم ما دهه شصتی ها کلا نسل سوخته بودیم واسه همینه...

بابابزرگ: ساعت عقد ۰۰ : ۴ فهمیدین دلم نمیخواد حتی یک دقیقه ه...

پارت نوزدهمصبح زود بود. رزا توی آشپزخونه چای می‌ریخت که ته‌س...

رمان

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

رمان هکر کوچولوی من پارت هفتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط