امروز عروسی نامجین  بودتهیونگ بعد از کلی مشورت کلنجار

امروز عروسی نامجین بود..تهیونگ، بعد از کلی مشورت کلنجار

امروز عروسی نامجین بود..تهیونگ، بعد از کلی مشورت کلنجار با هیونگاش و جونگ کوک، تصمیم گرفت امروز پیش یونگی باشه تا بهش نزدیکتر بشه..
و درست موقعی به مراسم رسید که یونگی، داشت با رقیب اصلی تهیونگ دعوا میکرد.
پس با خودش فکر کرد که الان تایم خوبی برای این که نشون دادن خودش به یونگی و حمایت کردن ازشه..
بعد از چند دقیقه که تهیونگ و یونگی که انگار از گوشت مالی دادن به اون مرد راضی شدن، از مرد جدا شدن و به طرف جایگاه عروس و دوماد رسیدن.
+مرسی که ازم دفاع کردی.. جبران میکنم.
_نه، جبران نمیخواد، بالاخره این کار و برا کسی که دوسش دادم انجام دادم..
یونگی و تهیونگ باهم وایستادن و بهم نگاه کردن.. نگاه تهیونگ پر از نگرانی و استرس بود و نگاه یونگی پر از تعجب..
+دوسم داری واقعا؟!
_معلوم نیس؟!
یونگی لبخندی از سر خوشحالیش زد و اغوش گرمشو برای دوست پسر جدیدش باز کرد
/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/
من خیلی ها رو دیدم که از پستام اصکی رفتن لطفا خواهش میکنم کپی نکنین
و اینکه شما دارین شاهکار نمیکنین که از من کپی میکنین (اما خب متاسفانه چون من پستام بیشترین لایکش۲۰ تا هستش انتظاری هم نمیره که از وانشات هام کپی نکنین)《خب اگه وانشات هام قشنگ نیستن دیگه نزارم ، نظرتون چیه؟》

#GIF " #taegi
————⊹————
⌈ #J_u_n_g_k_o_o_k ⌋
دیدگاه ها (۲۰)

فاصله یک لبخند تا جنون

My Arirang Part ۱۵خدمتکار:🥲یونگی: نمی‌دونستم شاهزاده نقاشی م...

KIM V

پارت ۵۳

چند پارتی (درخواستی)

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

پسر بد (60)

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁴توی راه برگشت به خونه، جیمین با اخم و سکوت، پش...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۷: بابای واقعی کیه؟جونگوک گوشی رو مح...

Heir of Light and Darknesspart : 13جونگ‌کوک تماس رو قطع کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط