{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

سر بارِ خویشم؛  کوله ای بر شانه حیرانم
سوی کجا طی می کنم ره ؛خود  نمی دانم
سر می رود از من لهیبی  داغ و طاقت سوز
یک کوه اندوهم که در حجمم نمی مانم
من با تمام واژه های تلخ و آتشگون
با هیمه ی هجران تو سر در گریبانم
خاکسترم را می بری هر جا که می خواهی
پیچیده ام بر  شانه ات ؛  از خود  گریزانم
دیدگاه ها (۰)

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

پارت: 9 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**جنگ‌های دبیرستانی همیشه از...

اولین فیکم😄سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟙: برخورد اولسئول، ساعت هشت صبح.ص...

دلم برای تو تنگ شده است اما نمی دانم چه کار کنم مثل پرنده ای...

دلم برای تو تنگ شده است اما نمی دانم چه کار کنم مثل پرنده ای...

شاید روزیبی خبر دیگر پست نگذارم...دلم میخواهد ترانه یخداحافظ...

دلم برای تو تنگ شده است اما نمی دانم چه کار کنم مثل پرنده ای...

دلم برای تو تنگ شده است اما نمی دانم چه کار کنم مثل پرنده ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط